معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨
جمادات شروع کردهاند [ و بعد ] نباتات و حیوان و انسان و مخصوصا تکامل
در جانداران و خصوصیات انسان ، و در همه اینها اساس فرضیه این است که
جهان را تنها با ماده و انرژی نمیشود توجیه کرد . بعد میگویند در قرآن از
یک مطلبی بحث شده است که قرآن آن را به تعبیرهای گوناگون و در جاهای
مختلف بیان کرده است ، گاهی آن را با کلمه " روح " ، گاهی با کلمه "
امر " ، گاهی با کلمه " کلمة " و گاهی با کلمه " اراده " بیان کرده
است و حتما چنین چیزی هم باید باشد و این چیزی که قرآن گفته بالاترین
حرفها در این زمینه است .
از جمادات شروع میکنند و ایشان معتقدند که این نظام غایی ای که در
عالم جمادات هست ، یک چیز دیگری باید در متن این عالم خلقت دخالت
داشته باشد و این همان است که قرآن از آن تعبیر میکند : " « و اوحی فی
کل سماء امرها »" [١] خدا در هر آسمانی [٢] امر و کارش را به آن
وحی کرده یا امرش را به آن ابلاغ کرده است . معلوم میشود یک چیزی ، یک
ارتباط و اتصالی بین این جهان و عالم ربوبی هست و در عالم ربوبی به همه
اشیاء یک چیزی که ماهیتش را نمیتوانیم تعریف کنیم داده شده است که به
موجب آن ، کار خودش را منظم انجام میدهد . بعد میگویند در سر هر
[١] فصلت / . ١٢ [٢] البته معلوم است که قرآن میخواهد در همه اشیاء بگوید .